تبليغاتX
...*:: آيدا يکی يدونه ::*...
...*:: آيدا يکی يدونه ::*...
...*:: عشق صدای فاصله هاست ، فاصله هایی که غرق ابهامند ::*...
Happy Birth Day

من می خوام سوم آذر به مناسبت تولد کامران هومن یه

آپ درس حسابی کنم ( بین التولدین ) خواهش می کنم شما هم نظر

هاتونو در این باره بدین

 

کاشکی محبت ها همه واسه قشنگیا بودن


آتیش خشم و کینه رو خاموش می کرد با یک نگاه


به جای شاخه های گل،ستاره ها را می چیدم


کاشکی تموم آدما ، دنیا رو آبی می دیدن

 

 

راز عشق در آن است که به يکديگر سخت نگيريم . عشقي که آزادانه هديه

نشود اسارت است. راز عشق در آن است که در سکوت دست يکديگر را

 بگيريم.کم کم ياد ميگيريم که بدون کلام رابطه برقرار کنيم.راز عشق در

 مراعات حال ديگريست.هر قدر ملاحظه ي حال ديگران را ميکني ، کسي را

 که دوست داري بيشتر ملاحظه کن.راز عشق در آن است که به محبوبتان

قدرت و آرامش بدهيد و از او قدرت و ارامش دريافت کنيد، اما نه با اصرار.! راز

 عشق در آن است که حقيقت اصلي عشق (يعني تفکر) را از ياد نبري ، آيا

يک رابطه ي دراز مدت مهم تر از اختلافات کوچک و زود گذر نيست؟راز عشق

 در آن است که به عشق ،بيشتر از يکديگر احترام بزاريد،زيرا عشق هديه ي

ازلي خداوند است.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ...*:: آیدا ::*... در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 12:43 بعد از ظهر |
مصاحبه با جان آبراهام

مصاحبه با جان آبراهام

 

     " من همیشه محتاطم . همیشه تصور میکنم که بر لبه ی پرتگاهی پر از سنگ قدم بر میدارم . هر حرکت اشتباهم باعث ریزش این سنگ ریزه ها شده و امکان سقوط را برای من بیشتر میکند . این سنگ ریزه ها برای من فیلم هایی هستند . اصلا فرصت لغزس و اشتباه را ندارم . از نظر خودم من هنوز هم یک ستاره نیستم . بلکه بازیگری هستم که سعی دارد در راه دزست گام بردارد وبه سوی هدفش پیش برود . باید مراقب هر یک قدم از حرکتم هم باشم . من نیاز دارم که بیش از پیش سخت کار کنم . " اینها حرف هایی بود که جان قبل از مصاحبه اش در خانه ی ویلایی زیبایش گفته است .

 

                           به همین خاطر است که کارگردان ها دوستتان دارند و مشتاق همکاری با شما هستند ؟

     بله .واضح است . هر چیز ارزشی دارد . اما خوب نمی توانم همه چیز را نادیده بگیرم . واقعیت این است که من فیلم پر فروشی که تنها خودم ستاره ی آن باشم در کارنامه ام ندارم . واقعیت این است که جسم ، تنها فیلم تک ستاره ی من فروش بالای خود را مدیون بی پاشا است و می دانم که حضور او باعث موفقیت آن شد . وقتی به کارنامه ی کاریم نگاه میکنم می بینم که به عنوان یک قهرمان نقش اول نتوانسته ام موفق باشم .

 

 آیا این انتقاداتی است که از سوی مردم به شما اظهار شده است ؟

      نه ، من هر روز حدود 12 تا 16 ساعت را به طور کامل در استدیو ها میگذرانم . پس فرصت چندانی را برای ارتباط با دنیای بیرون را ندارم . فقط از یک چیز مطمئن شده ام که جایگاه امن و ثابتی یافته ام . در موقع کار هم تمام سعی و تلاش و تمرکزم بر روی این مسئله است که کارم را هرچه بهتر و سریعتر انجام دهم و به خانه باز گردم .من معتقدم که هر انسانی حق دارد ایده ها و نظر های خودش را داشته باشد . اما من این راه را انتخاب کرده ام که صدای خودم رانشنوم . من از تمام لحظات و دقایق کارم لذت میبرم و عاشق بازیگری هستم . افتخار و غروری که در حین اجرای نقش های خاص و متفاوت به انسان دست میدهد . این حقیقت دارد که من عاشق شهرت هستم و هر بازیگری که غیر از این را بگوید دروغگوست .

 

پس این همه احتیاط و دقت برای چیست ؟

     برای اینکه دلم می خواهد موفق باشم . احساس می کنم در این حرفه زمان نقش بسیاری دارم و من دو یا سه سال بیشتر برای رسیدن به اهدافم زمان ندارم . دلم می خواهد چهره ای جهانی داشته باشم و بتوانم صنعت فیلمسازی هند را به تمام دنیا معرفی کنم . اما اصلا منظور من استفاده از سینما به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهدافم نیست . منظورم این نیست که نقش های بیهوده و ناشایستی در پروژه های هالیوودی بپذیریم و یا از هند به عنوان ابزاری استفاده کنیم و با نشان دادن مشکلات آن بر پرده ی سینما به شهرت برسیم . به نظرم این گونه کارها شرم آور است . منظور من پیشرفت سینمای ما و جهانی شدن است . پخش جهانی فیلم هایمان و پیدا کردن بازار فروش در تمام کشور های دنیا

 

جان برای شروع کارش مشکلات زیادی داشته است ؟

     بله درست است . اولین مشکل نامم بود که هندی نبود و دومین مشکل زبانم بود . چون من از خانواده ای می آمدم که انگلیسی صحبت میکنند و به همین خاطر در سر فیلم اولم نتوانستم از صدای خودم استفاده کنم . اما مسیری که از آن زمان تا به حال طی کرده ام باعث افتخار من است . علاوه بر این نکته ای که میخواهم اشاره کنم نحوه ی کارم است که تنها بر اساس روابط و دوستی نیست . اگر به فیلم هایی که تا به امروز بازی کرده ام نگاهی بیندازید می بینید که اغلب نام کارگردانان متفاوتی را دارد و تا به حال با کارگردانان تازه کار زیادی همکاری کرده ام .

 

اما این دوم و کال بودند که باعث موفقیت تان شدند .

     بله درست است . این فیلم ها توسط دو نفر از بزرگترین فیلمسازان بزرگ هندی تهیه شدند . اگر یک بار بدرخشی از آن به بعد همه تو را به عنوان بک فرد استثنایی تگاه میکنند و این تاثیری است که همکاری با این دو کمپانی بر روی من باقی کذاشت و درخشش من در فیلم های آنها باعث شد راه موفقیتم نمودار گردد . اما من عاشق تجربه ی نقش های متفاوت و قدم گذاشتن در راههای نا شناخته هستم . برای مثال نقشم در ویرود کاملا متفاوت و به نوعی غیر درخشان بود و آنچنان چشمگیر نبود . من در این فیلم یک قهرمان نبودم اما آن را پذیرفتم . آّب فیلم متفاوت دیپا مهتا نیز اینگونه است . من در این فیلم به زبان سانسکریت صحبت میکنم و شما کاملا چهرا ی متفاوتی از من را در آن می بینید که اصلا شباهتی با نقش های دیگرم ندارد . دیپا مهتا به من اطمینان داده بود که این فیلم مسیرم را تغییر میدهد و باعث موفقیت و شهرت بیش ار پیش برای من می شود و میبینیم که این طور نیز شد . اگرچه آب در هندوستان به خاطر موضوع خاصش و اشاره های سریعش به مشکلات بیوه ها و سنت های غلط چندان مورد حمایت قرار نگرفت اما در خارج از هند با استقبال بسیاری روبرو شد .من فکر میکنم این گونه فیلم ها باید دیده شوند و مشکلاتی که در آنها به تصویر کشیده میشود مورد توجه قرار گیرد تا راه حلی برای درمان آنها پیدا شود

 

این گونه تفکرات شما ونقش هایی که انتخاب میکنید چندان هماهنگی با نظرات اولیه ی منتقدان در مورد شما ندارد که معتقد بودند تنها مانکن هستید و به خاطر هیکلتان مطرح میشوید ؟

     من اصلا مشکلی با این مسئله ندارم و ناراحت نمی شوم اگر مانکن خوانده شوم و احساس بدی نسبت به این موضوع ندارم . واقعیت این است که صحبت در این مورد تعریف از هیکلم مرا خوشحال نیز می کند و هر بار کسی از من تمجید میکند خدا را شکر می کنم . اما راستش را میدانید خودم این احساس را نسبت به خودم ندارم . در حقیقت آن جان آبراهامی را که بر روی پزده میبینید و از آن خوشتان می آید همه محصول ساخت فیلم است و چندان شباهتی نسبت به خود واقعیم ندارد . به همین خاطر است که یاد گرفته ام همه ی نظرات مثبت و منفی را در مورد خودم بپذیرم و اعتراضی نداشته باشم .

 

بی پاشاباسو یکی از آن طرفداران پرو پا قرص جان است که بر طبق شایعات اخیر مدتی است مشکلات فراوانی بین آنها به وجود آمده است شایعاتی که در مورد رابطه ی جان و لارا ، جان و ایشا و ... وجود دارد ؟

     بی پاشا خیلی با هوش است . او خیلی مغرور و با وقار است و علاوه بر این بسیار صادق و رو راست است. او دختری عاقل است که خیلی راحت تحت تاثیر هر چیز قرار نمی گیرد . و در رابطه ی ما مشکلی وجود ندارد او به من اعتماد کامل دارد . ما هر دو شرایط را درک می کنیم و میدانیم این شایعات و مسائل نتیجه ی زندگی حرفه ای و ذهن فعال مطبوعات است . این بد ترین قسمت زندگی هنری است . زندگی خصوصی وجود ندارد . مسائل شخصی عمومی می شود . مطبوعات همان قدر که در پیشزفت یک بازیگر موثرند می توانند باعث اذیت آزار و ناراحتی او هم شوند.

 

اما جان از صحبت در مورد آخرین شایعه سر باز می زند شایعه ای که می گوید بی پاشا به سراغ ایشا (دیول) رفته و از او خواسته دست از سر جان بردارد !

     ایشا از یک خانواده ی اصیل و محترم است . اصلا امکان نسبت دادن این مسائل به او وجود ندارد . حقیقت این است که ایشا و بی پاشا رابطه ی بسیار خوبی با یکدیگر دارند . تا آنجا هم که ایشا را شناخته ام او هم مثل بی پاشا دختر خوب و صادقی است و من به راستی از شنیدن این شایعه ناراحت می شوم .

 

رانی موکراجی دختر بنگالی دیگری است که جان علاقه ی زیادی به او دارد . این مسئله زمانی مشخص شد که در برنامه ی کافه با کارن از جان خواسته شد تا بگوید از بین کارینا کاپور و رانی موکراجی کدامیک جذاب ترند و کدامیک را بیشتر دوست دارد و جان رانی را انتخاب کرد و بعد از آن مطبوعات اعلام کردند که این انتخاب جان به خاطر دعوایی بوده که پیش از این بین کارینا و بی پاشا رخ داده و جان به خاطر همین از بین آن دو رانی را انتخاب کرده است .

     به هیچ وجه این مسئله صحت ندارد . من دو گزینه برای انتخاب داشتم و فقط از من سوال شده بود که از بین کارینا و رانی کدامیک را بیشتر دوست دارم و من هم رانی را انتخاب کرده ام . این یک نظر شخصی بود و هیچ ربطی هم به بی پاشا نداشت . به نظر من رانی بسیار دوست داشتنی است و علاوه بر این بازیگر بسیار خوبی هم هست و تمام این ها باعث شده تا از نظر من او جذاب تر از کارینا باشد . اما هیچ کدام از اینها دلیل نمیشود . من پیش از دیدن رانی من فکر می کردم کاجول زیبا ترین زن دنیاست و حالا نیز فکر میکنم کاجول بهترین اتفاقی ست که در این صنعت رخ داده است .

 

 

خوب جدای از تمام این مسائل از او می خواهیم که بگوید از نظرش بهترین و جذاب ترین بازیگر زن بالیوود کیست ؟

     بیشتر بازیگران زن هندی زیبا و جذاب هستند . نمی توانم اشاره ی خاصی داشته باشم اما به نظر من به راستی بی پاشا در رده ی بالایی قرار دارد و نمی توان این مسئله را نادیده گرفت . اما به جز او خوب رانی ، کاجول ، سوشمیتا ( سن ) و... . ( با خنده ) تمام آنها بنگالی هستند

 

شما انسان احساساتی ای هستید ؟

     بله . خیلی زود تحت تاثیر قرار میگیرم و شاید خیلی کم خشمگین شوم . زیاد اهل دعوا و مرافعه نیستم . اما خوب در حقیقت همیشه به همین صورتی که میبینید هم نیستم . ( با خنده ) خیلی راحت گریه می کنم و ناراحت میشوم . اما خوب خیلی هم راحت گول نمی خورم . به همان راحتی هم که می گویم بله می توانم نه هم بگویم . خودم تصمیم می گیرم که کی بسازم و کی خراب کنم .

 

چند تا از آرزو هایت را که به آنها رسیده ای را میتوانی نام ببری ؟

     آرزو داشتم بهترین موتور دنیا را داشته باشم که دارم . آرزو داشتم زیاد به مسافرت بروم که خدا را شکر به خاطر کارم حالا زیاد به سفر می روم . نامزد زیبایی دارم ، موقعیت مالی خوبی دارم . از همه مهم تر و بهتر مورد مهر و توجه و محبت مردم قرار گرفته ام .

 

رویایی که هنوز به آن نرسیده ای ؟

     جاهای زیادی در دنیا است که دوست دارم به آنها سفر کنم و ببینم چون فکر نمی کنم ما به دنیا آمده ایم که تنها تا خط مرز وطنمان زندگی کنیم . دوست دارم به فضا بروم . دوست دارم یک هواپیما داشته باشم و خودم آن را هدایت کنم . دوست دارم در تمام دنیا شناخته باشم نه تنها هندوستان .       

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ...*:: آیدا ::*... در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 8:47 بعد از ظهر |
salam

سلام دوستای خوبم .

چطورین ؟ ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم . آخه دنبال یه چیز خوب می گشتم . این شعری رو هم که میبینید نوشتم مهبان جون برام نظر داده بود منم گفتم شعرش قشنگه نوشتمش .

امروز خونه ی یلدا بودم . این چیز هایی هم که تو وبم هست یلدا گذاشته . من اگه صد سال دیگه هم وبم همین طوری میموند ابدا درستش نمی کردم ولی لوگوش بی ریخت شده . حالا عیب نداره بعدا خودم درستش میکنم .  ولی یلدا جون دستت درد نکنه ( یلدا ، خوبه این جوری تشکر کردم ؟؟! ) آخ جون شنبه راهپیماییه مدرسه نمی ریم . حالی به حولی !!!  

از همه تون هم که نظر میدین ممنونم .

یلدا جون ممنونم . ( یکشنبه دمار از روزگارت در میارم ، منو مجبور کردی ازت تشکر کنم !! حالا کی به تو گفت وب مو درس کنی !!! )

مهبان جون ایقدر زحمت کشیدی ممنونم .

فوری جون ، مرسی که نظر دادی . منم خوشحال میشم باهات آشنا بشم . حتما بهت سر میزنم .

بهنام جان از تو هم ممنونم .

رهگذر جون ممنونم . ولی من بالاخره نفهمیدم تو با من چی کار داری

من از این به بعد هر ده روز یه بار آپ میکنم . جواب نظر ها تون رو هم همون موقع میدم .

 

عشق يعني مستي و ديوانگي

 

 عشق يعني با جهان بيگانگي

 

 عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 

 عشق يعني سجده با چشمان تر

 

 عشق يعني در جهان رسوا شدن

 

 عشق يعني اشک حسرت ريختن

 

 عشق يعني لحظه هاي التهاب

 

 عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

 

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 

 عشق يعني ديده بر در دوختن

 

 عشق يعني در فراقش سوختن

 

 

این عکس رو پارسال از ایمیل عمه ام کش رفتم ! البته عکسا بیشتر بودن ولی خیلی خیلی زشت بودن . این از همه شون خوشگل تر بود .  

 

|+| نوشته شده توسط ...*:: آیدا ::*... در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 و ساعت 10:21 بعد از ظهر |
ٍٍٍٍٍٍٍٍSMS

عید سعید فطر مبارک

 

 


سلام . چطورین ؟ چه خبر ؟ ممنونم که نظر میدین . من سعی میکنم به همه ی اونایی که نظر دادن سر بزنم . تو رو خدا آی دی هاتونو بذارین .آی دی من هم اینه :

khaydalove

 

اگه تو کوچه پس کوچه های دلم گم شدی دنبال کسی نگرد که آدرس بهت بده چون   به غیر از تو کسی اونجا نیست

 

 

 

 

 

حیف که فقط تو یکی رو دارم ، اگه از تو یه عالمه داشتم الان یه گاو داری زده بودم ...

 

 

همیشه عکس همسرتو تو کیفت بذار تا هر وقت مشکلی برات پیش اومد به عکسش نگاه کنی و بدونی که مشکل بزرگتری هم داری

 

 

آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه ی آرزوهایت حس می کنی به خاطر

بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است

 

 

 

تمام زندگی را از دریا بیاموز زیرا برای در آغوش گرفتن ساحل آرام و قرار ندارد

 

 

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم ، شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم ، تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم ، شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

 

 

وقتی گریه میکنم تو را در اشکهایم میبینم ولی اشک هایم را پاک میکنم تا کسی تو را نبیند

 

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ، فکر نکن یاد تو بودم کار نداشتم ول می گشتم

 

می گن باید برای رسیدن به عشقت باید از دنیا هم بگذری ولی تو دنیای منی چطور می تونم ازت بگذرم ؟

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ...*:: آیدا ::*... در دوشنبه یکم آبان 1385 و ساعت 5:1 بعد از ظهر |