تبليغاتX
...*:: آيدا يکی يدونه ::*...
...*:: آيدا يکی يدونه ::*...
...*:: عشق صدای فاصله هاست ، فاصله هایی که غرق ابهامند ::*...
 

 چند تا عکس از بریتینی اسپیرز

 

 

 

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

 

 

photo

 

ببخشید اگه عکسا یه خورده تکراری بودن

 

خوب این هم از آپ این دفعه ی من امیدوار خوشتون اومده باشه . منتظر نظرای

خوشگلتون هستم .

 

|+| نوشته شده توسط ...*:: آیدا ::*... در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 2:56 بعد از ظهر |
عشق از زبان کودکان

سلام برو بچز . حالتون چه طوره ؟ چی کار می کنین با امتحانا ؟ ما که هنوز

 امتحانامون شروع نشده ولی نزدیکه . امیدوارم تو امتحاناتون موفق باشین .

 


عشق وقتيه که مادر بزرگ من ارتروز گرفته، نمي تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه. پدر بزرگم اين کار رو براش ميکنه ،حتي حالا که دستاش ارتروز گرفتن .

عشق وقتيه که که شما واسه غذا خوردن ميري بيرون و بيشتر سيب زميني سرخ شده خودتون رو ميدهيد به دوستتون بدون اينکه از اون انتظار داشته باشيد که کمي از غذاي خودشو به شما بده.

عشق وقتيه که مامان براي بابا قهوه درست ميکنه قبل از اينکه بده به بابا امتحانش ميکنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.

 عشق وقتيه که شما همش همديگر رو ميبوسيدبعد وقتي از بوسيدن خسته شديدهنوز دوست داريد با هم باشيد پس بيشتر با هم حرف ميزنيد.

عشق وقتيه که شبها مامان من و ميبوسه تا خوابم ببره.

عشق وقتيه که مامان بهترين تيکه مرغ رو ميده به بابا.

عشق وقتيه که مامان بابا رو خندان مي بينه و بهش ميگه که هنوز از رابرت ردفورد خوش تيپ تره.

عشق وقتيه که سگت مي پره بغلت و صورتت رو ليس ميزنه حتي اگه تمام روز تنهاش گذاشته باشي.

عشق وقتيه که خواهر بزرگترم تمام لباسهاي خودشو ميده به من و خودش مجبور ميشه بره بيرون تا لباس جديد بگيره.

عشق اون چيزيه که لبخند رو وقتي خسته اي به لبت مياره.

عشق همون باز کردن کادوهاي کريسمسه به شرطي که يه لحظه دست نگهداري و با دقت گوش کني.

 

عشق مثل يه پيرزن و پيرمرد کوچولو مي مونه که هنوز با هم دوست هستن بعد از سالها زندگي.

 

عشق اون موقعس که تو به پسره ميگي از تيشرتش خوشت مياد بعد اون هر روز مي پوشتش.

 

 

 

 

 

 

 عشق یعنی این ...

 

 

 

 

 

 

 

عشق یعنی این ...

 

 

 

آقا اصلا عشق یعنی این ...

 

 

 

 

  

 

 

 

 

  فعلا بای                                

 

 

|+| نوشته شده توسط ...*:: آیدا ::*... در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 2:35 بعد از ظهر |