ببخشید به خاطر شروع امتحانام نمی تونم جواب نظر ها رو بدم . بعد از امتحانام
برمی گردم جواب نظر ها رو هم میدم![]()
سلام![]()

خوبين ؟ خوشين سلامتين ؟ دلم يه عالمه براتون تنگ شده بود
مي خواستم زودتر
آپ کنما ولي تنبل شدم
تازه يه عالمه امتحان داشتيم ديگه نتونستم ديگه ببخشيد
اين آخر هاي سال شده ديگه من و يلدا زديم به سيم آخر
هر نوع اتفاق و ديوونه
بازي بخواين تو مدرسه مون افتاده که در اين ... ( کلمه ش يادم رفت ) نمي گنجد!!!
گفتم يلدا ياد يلدا افتادم
وبلاگش بسته ست. چطور ممکنه من اپ کنم يلدا نکنه
منم ديگه آپ نمي کنم
( مثل هميشه ) چون بايد حسابي درس بخونم ( که
حتما مي خونم
) ولي نظر بدين ها !!! مي دونم ممکنه امتحان داشته باشين خوب
اشکال نداره بعد از امتحانا نظر بدين
مر?? از نظراتون وبلاگمو گل بارون کردين
اين
دفعه هم مي خوام درباره ي يانگوم بنويسم اميدوارم خوشتون بياد![]()




لي يونگ آيي ( يانگوم )
1. اين دختر 36 ساله! دو بار تا مرز ازدواج پيش رفته اما هر بار اعلام نموده " پشيمان شدم"!
2. در نوجواني علاقه خاصي به ديدن شبکه هاي ماهواره اي آلمان داشته.
3. به تيم ملي فوتبال کره جنوبي و باشگاه سامسونگ اين کشور علاقه خاصي دارد و يکي از تماشاگران ويژه در بازي کره جنوبي و ترکيه بود. او ميگويد از شکست تيم کره اشک ريخته است.
4. او تا به حال چند نامزد عوض کرده است. آخرين نامزدش که با او قرار ازدواج گذاشته، يکي از خوانندگان کره اي به نام جي هون يونگ است و جي هون 7 سال کوچکتر از لي مي باشد!
5. نه تنها در کره جنوبي بلکه در بسياري از کشورها هواخواه دارد.
6. لي يونگ به يتيمان علاقه خاصي دارد و بسياري از مواقع بدون آن که کسي متوجه شود به محرومين سرکشي و کمک ميکند.
7. او ميگويد هميشه از زنان بدجنس بدش مي آيد و البته از مزدان دو رو و رياکار بيزار است.
8. لي يونگ از داشتن خواهر محروم است اما با 2 برادرش رابطه صميمي دارد.
9. لي يونگ 36 ساله به گونه اي در محافل ظاهر ميشود که او را 25 ساله فرض ميکنند و هيچ کس باور ندارد لي 36 ساله است.
10. او ميگويد روز ولنتاين را دوست دارد و اولين شاخه گل را به خانواده اش هديه ميکند.
11. لي عضو يکي از گروههاي هنري شهر آلمان است. او بارها به آلمان سفر کرده و به شهر برلين آلمان عشق ميورزد.
12. لي تحصيلات دانشگاهي خود را در آلمان و همان شهر سپري کرد.
13. توصيه او به دختران و زنان جوان اين است که با سعي و پشتکار به همه جا خواهند رسيد.
14. او علاقه خاصي به پوشيدن لباسهاي محلي دارد و در بسياري از محافل رسمي با اين لباس حضور پيدا ميکند.
15. لي يکبار موقعي که در حال بازي يک فيلم سينمايي بود 2 ماه قهر کرد و سر صحنه نرفت چرا که بازيگر نقش مرد اين فيلم عاشق لي شده بود و هر روز براي او ايجاد مزاحمت ميکرد.
16. لي بسيار مهربان آرام و خوش قلب است.
17. روابط عمومي بالاي او باعث شده تا به هر گروه هنري که وارد ميشود دوستان جديد و بسياري پيدا کند.
18. لي يونگ و نا هونگ ري ( گيوميونگ ) بر عکس آنچه جلوي دوربين گذشت دوستي بسيار صميمي و نزديکي را شروع کردند.
19. از حسادت دوري ميکند.
20. بسيار باهوش است و سريع مسائل را تحليل ميکند.
21. او در زندگي واقعي خود نيز به طبخ غذا علاقه دارد.
22. به گفته خودش از سريال جواهري در قصر چيزهاي بسياري آموخته است.
23. لي يونگ از بازي خود راضي است اما اين رضايت او صد در صد نبوده و جاهايي از خود ايراد گرفته است.
24. خودش ميگويد امروزه آشپز خوبي است.
25. از رانندگي با سرعت بالا لذت ميبرد و تا به حال جرايم بسياري براي اين لذت پرداخت کرده است.
26. به رنگ قرمز علاقه خاصي دارد.
27. تا به حال چند دختر خوب را براي ازدواج به برادرانش پيشنهاد داده است.
28. به پوشش بانوان اهميت ميدهد و خودش هميشه در لباسهاي پوشيده در محافل حاضر ميشود.
29. به بسياري از کارگردانان بزرگ کره جواب رد داده چرا که او ميگويد محتواي فيلم بايد گيرا باشد.
30. لي يونگ از نام يانگوم راضي است و اگر کسي او را يانگوم خطاب کند عصباني نميشود.
31. و نکته پاياني اين که او اعلام نموده با شخصي ازدواج خواهد کرد که هميشه به او محبت داشته باشد و محبتش مقطعي نباشد ولي هنوز اين مرد را پيدا نکرده است.
ميدونم تکراري بود ولي چون جالب بود نوشتمش![]()







































چون عکسا زياد بودن بقيه رو تو ادامه ي مطلب ببينيد![]()
ادامه مطلب
سلام به همگي …
حالتون ؟ خوبين ؟ خوشين ؟ سلامتين ؟!! من نبودم چطور بود ؟ اصلا کي گفته من نبودم خيلي هم بودم ![]()
نمي خوام...نمي خوام ...نمي خوام ...راستي يادم نبود مدرسه ... فکر کنم امسال الکي هم که شده معلما نمره مستمرمو کم کنن . آخه ما يه معلم علوم داريم اسمش هست حبيبي پور ![]()
![]()
واي نميدونين سايزش چهار تا پنج برابر منه ... بعدا هردفعه با يکي سر لج ميفته اين دفعه گير داده بود به من . هر چي تو کلاس ميگم سرم داد ميکشه ... يه روز امتحان داشتيم جاها مونو عوض کرده بود بعد که همه برگشتن سر جاشون به يلدا اجازه نداد بياد پيش من![]()
![]()
من گفتم خانوووووووووووووووم ...يلدا بياد سرجاش؟؟؟؟؟؟هنوز حرفمو تموم نکرده بودم دادزد يعني چي مگه من بايد تو رو نگه دارم...يعني شما مي خواين بگين خيلي باهم دوستين ؟؟؟....مگه من بايد ناز شما رو بکشم و ... از اين جور حرفا . اونم صداش اونقدر بلنده که پنجره ها کلاس ميلرزه ... حالا من گريه م گرفته بود يلدا هم اونجا نشسته بود گريش گرفته بود ... چقدر عشقولانه ... حالا اين هيچي روز قبلش داشتم با دوستم ميومدم خونه ميخواستيم ماشين بگيريم . ايستگاه سر ميدونه بعدش سر راهمون هم يه دکه ست که مجله داره . اين مديرمون - اصغري – ما رو ديده ميگه يک بار ديگه شما رو اينجا ببينم دارين ول مي گردين فقط اگه يک بار ديگه ببينمتون و از اين جور چيزا من گفتم بابا مي خوايم اينجا ماشين بگيريم تو چرا هيچي نوفهمي خلاصه گير داده بود ديگه ... اون روز رفتم همه ي اينا رو به مامانم گفتم مامانم ديگه قاط زده بودمشتي بعدش يه نامه نوشت حال خانووووم مدير جونمونو گرفت ... دلم خنک شد
ميدونم دارم زياد پر حرفي ميکنم اگه حال داشتين بخونين حال نداشتين هم نخونين . بعدشششششششششش ديگه چه خبر بود ؟؟؟؟؟؟........آهان...شيشه ي کلاسمون هم به لطف من و مظي جانم شکسته شد ...شيشه هه خودش ترک داشت فقط شانس آورديم دقيقا از دم گوش يه کلاس دومي گذشت .... اگه مي خورد تو سرش واييي فاجعه ...
اين ترم کلاس زبانمون هم يه معلم جديد داريم اسمش هست حامد رياضي ... از اون بچه مثبت هاست . ريش هم داره![]()
![]()
ليسانس دريانوردي داره فوق ليسانس مديريت امور مالي فقط من موندو اين چه ربطي با انگليسي داره ولي خيلي خوب انگليسي صحبت ميکنه ما هيچي نوفهميم بعدششش فقط نيوز نگاه ميکنه فوتبال ابدا از اين ژاکت هايي که پيرمرد ها مي پوشن ميپوشه ولي خداييش مهربونه همش داريم مي خنديم خيلي حال ميده خوب فکر کنم بس باشه چقدر من حرف مي زنم ... تازه بگم حال ندارين اصلا اينا رو نخونين من برا اينکه دلم خنک شه همينطوري دارم مينويسم . فقط بگم ديگه تو آپ امروزم حوصله بيوگرافي و اين جور چيزا نداشتم ...





عشق يعني خواستن له له زدن
عشق يعني سوختن پر پر زدن
عشق يعني جام لبريز از شراب
عشق يعني تشنگي يعني سراب
عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا همدم شدن
عشق يعني لحظه هاي بي قرار
عشق يعني صبر يعني انتظار
عشق يعني از سپيده تا سحر
عشق يعني پا نهادن در خطر
عشق يعني لحظه ي ديدار يار
عشق يعني دست در دست نگار
عشق يعني ارزو يعني اميد
عشق يعني روشني يعني سپيد







اي
همراه
مـــــــــن
تنــــــها با تو
تا اوج عشـــــــق
هـم پـــــــــــــروازم
با قلب تودلدارمن هم آوازم
توهمپـــــــــاي من، تنـــها با من
هـــــــــــــــــــم آوائـــــــــــــــــــي
با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائي
تکيـــــــــــــــــــه گاهي ، همصــــــــــدائي
ما فرياد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب
دلگرمي عاشــــــــــقاي بيصــــــــــــدائيــــــــــم
ما، دل ميبازيم دريادريا ،تابيکران،عاشقاي بي پروائيم
تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، اي مهـــــــــــــــــــــربان
چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب
تا بيـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــاب
مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان ميسـوزم اي آرام جـــان
بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب
ما؛ فريــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمي
عاشقــــــــــــاي بيصــــــــــــــــــــدائيم
ما؛ دل ميبازيم دريا دريا تا بيکران
عاشقـــــــاي بي پــــروائيـــــــــم
اي تورؤيـاي شبهاي مـــــــن
عشقو ببين تو چشماي من
دستاتوتو دســت من بگذاردرلحظه هاي ديـدار






عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو









