تبليغاتX
...*:: آيدا يکی يدونه ::*...
...*:: آيدا يکی يدونه ::*...
...*:: عشق صدای فاصله هاست ، فاصله هایی که غرق ابهامند ::*...
بالاخره آپ کردم

 

سلام به همگي  حالتون خوبه ؟ اول از همه تشکر به خاطر نظراتون خستگي مدرسه از تنم در رفت .... بالاخره اين امتحاناي لعنتي تموم شدن !!! حالا ديگه سه ماه و خورده اي بخور بخواب  وايي ... راهنمايي هم تموم شد رفت پي کارش از شر اون مدرسه ي لعنتي هم خلاص شديم ... با اينکه بدترين خاطراتو از اون مدرسه داشتم ولي بهترين لحظه ها رو هم تو اون مدرسه داشتم با دوستام دلم واسه همشون تنگ ميشه مي دونم که خيلي هاشونو ديگه نمي تونم ببينم اميدوارم که هرجا ميرن موفق باشن...دوسشون دارم خيلي زياد حتي اونايي که خيلي اذيتم کردن دلم واسه معلمامون هم تنگ ميشه ولي بعضي هاشون که خيلي تو حقمون بد کردن  ولي خوب ما هم کم اذيتشون نکرديم يه معلم قران داشتيم امسال ديگه معلممون نبود خيلي اذيتش کرديم البته تقصير خودش بود آخه نوار ميذاشت بعد خودش تا آخر کلاس چرت ميزد بچه ها بهش مي گفتن خوشگل درخت نارگيل نمي دونم چرا ؟؟؟؟؟يکي از بچه هاي کلاسمون بوسش کرده بود !!!! ( مرد بود !!!!!! ) ديگه يکي معلم حرفه و فن بود که خيلي اذيتش کرديم بعضي وقتا دلم براش مي سوخت ولي خيلي شکاک بود يا يه چيزايي مي گفت که آدم بهش برمي خورد ديگه يکي معلم رياضي مون بود خداييش خيلي مظلوم بود ولي با اون حرفايي به من و يلدا زد که اونم شد جز معلم بدا ديگه فکرکنم معلم پرورشي مون بود که خيلي سرکارش ميذاشتيم ولي چون نمي فهميد از دستمون ناراحت نمي شد ولي يه معلم داشتيم که دل خيلي ها رو شکست ... معلم علوممون ... امسال خيلي بهم گير مي داد ... از اينکه اونواذيت کنم اصلا ناراحت نمي شم حالا موند معلماي باحال ... يکي معلم زبانمون خداييش باکلاس ترين معلم مدرسه مون بود ( از اين بابت خدا را فراوان شاکريم !!! ) دوتا پاشو مينداخت سرهم بعد شلوارش تا زانو بالا مي رفت در ضمن لهجه هم نداشت!!! يکي ديگه شون معلم تاريخ و جغرافيا و اجتماعي بود سن بابابزرگمو داشت تنها معلمي بود که تو کلاسش واقعا ساکت مي مونديم هميشه آخر جمله ش مي گفت بابا ... اين کارو نکن بابا !!! مي ندازمت بيرون بابا !!! بعدش معلم ديني و قرآن امسالمون که جوون ترين معلممون بود خيلي باحال بود خوشم مي يومد هر چي مي گفتيم جوابمونو مي داد !!! معلم عربي مون که ... جزء معلم به حساب نمي يومد معلم ورزشمون هم همينطور ... معلم هنر مون که خيلي باحال بود ... آخرش ... فقط مونده معلم ادبياتمون ... تنها معلمي که رفتارش معقول بود !!! بااينکه يه پا مامانبزرگ بود ولي خوب درس ميداد در ضمن لهجه هم زياد نداشت ... دلم واسه همشون تنگ ميشه ... آخرين روز ديگه نتونستيم برگرديم مدرسه مون خداحافظي کنيم ولي يه جشن کوچولو با چند تا از بچه هاي کلاسمون گرفتيم يلدا مي خواست زنگ بزنه به باباش بگه دير مياد بعد داداشش گوشي رو ورداشت گفت جان بابا !!! يلدا هم فکر کرد باباشه !!! يه ربع همينجوري داشت بابا بابا مي کرد آخرش فهميد داداشش بود !!!! واي اونقدر خنديديم ولي يلدا بايد سال ديگه با من يه مدرسه بياد .... يلدا تيزهوشان بري بعد من چي کار کنم ؟؟؟؟؟ بعد من به کي بگم يلدا يلدا يلدا يلدا دوست همه .... خودت بقيه شو مي دوني .... فکر کنم ديگه دارم خيلي مي نويسم ... سايپا هم قهرمان شد ... استقلال هم که ... خودتون مي دونين ... ولي کاش حداقل مي دونستن طرفداراشون قهرماني نمي خواستن ... مي خواستن خوب بازي کنن ... به پرسپوليسي ها  تبريک مي گم واقعا حقشون بود ... مي دونم خيلي از تموم شدن ليگ گذشته ولي خوب ديگه .... پگاه هم اومد ليگ ... بقول بابام اون ماست و شيرشو درست کنه نخواستيم بياد ليگ!!!

راستي بابابزرگ يلدا هم پنجشنبه فوت کرد يلدا جون تسليت مي گم

 

 

مانوئلا آرکوري ( ويتالي )

 

               

                        

آدم مگه هرچی گیرش میاد رو باید بخوره ؟!!

خداییش خیلی سبزه ست ...

 

خوب حالا فهمیدیم خیلی طرفدار داری ...

خوشگله ها  البته بعضی جاها ...

بیوگرافیش ایتالیایی بود هیچی نفهمیدم

خطش به خط من سلام گرمی میرسونه

توتی هم از راه به در شد ... !!!

اين هم دوتا عکس از ويتالي

کله ي ويتالي !!!

مانوئلا با لباس محلي !!!

 

 

                 

خوب اين هم از آپ اين دفعه

قول مي دم از اين به بعد زودتر آپ کنم

ممنون ميشم اگه نظربدين

                                           

|+| نوشته شده توسط ...*:: آیدا ::*... در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 5:0 بعد از ظهر |