سلامي چو بوي بد آشنايي
درود بر شما ياران هميشه همراه

(جل الخالق ... مث که حسابي قاط زدما
)
خوبين ؟؟؟
ميزونين ؟؟!!!
دارين مي ميرين ؟؟؟!!!!
خوب خدارو شکر!![]()
( حرف کم آوردم
هر چي به ذهن خلاقم!!! فشار ميارم حرف نمياد
)


قبل از هرچي ... ۱۵ اسفند تولد مامان جونمه![]()


تو را به جاي تمام کساني که نشناخته ام دوست ميدارم
تو را به جاي تمام روزگاراني که نمي زيسته ام دوست ميدارم ![]()
تو را به خاطر عطر نان گرم , خاطر نخستين گلها
و به خاطر دوست داشتن , دوست ميدارم
و به جاي تمام کساني که دوست نميدارم , دوست ميدارم
مــــامــــانـــي جــــووووووونم تولـــــــدت مبـــــــــارک ![]()
![]()


واااااي عيد نزديکه
آخ جوووون تعطيليــــــــــم
دوهفته بخور و بخواب
خدا کنه برامون اصلا مهمون نياد
آخه من اصلا حوصله ي فاميلامونو مهمونو ندارم
يلدا هم همينطور 
تفاهمو داشته باش
ديدين منو يلدا چقد شبيه هميم
همه ميگن شما خيلي شبيه هم هستين
بهمون مي گن شما دوقلو اين ؟؟؟!!!!!
دورترين نسبتي که تا حالا بهمون دادن دخترخاله بود!!! 

يکشنبه ديني داشتيم، اين معلم ديني ما وقت زيادي داره همش واسمون داستان تعريف مي کنه
داشتيم آيه معني مي کرديم بعد يه دفعه من به مريم گفتم : مريم اينجا نوشته "همانا خوش ترين
صداها صداي خران است ، عرررررر" 

فوري معلممون شروع کرد به داستان گفتن
حالا الان نگو کي بگو
هي مي گفت : مي دونين که "خر" مي گه "عر" و صداي قشنگي نيست 
حالا من و مريم و آيدا(۲) و هنگامه داشتيم مي ترکيديم 
خانوم مي گفت ما هي مي گفتيم خرررر...عررررررررر.....

بقول مريم :
دل من ار عشق يار بي بال و پر شد
نمي دانم چرا رفت و برايم يک دانه خر شد...! 
البته اينا کار هر روزمونه
ولي اين معلما اصلا درک نميکنن که خر معني بدي نداره
خوب خر هم حيوون خداست
اصلا اينا ما رو درک نمي کنن
ما تو سن نوجواني قرار داريم
بعد سرخورده بشيم کي بايد جوابمونو بده
بقول شاعر که ميگه : "ما نوجوانيم
بلبل زبانيم
مانند بلبل آواز مي خوانيم
در دبيرستان ..." حالا بماند بقيه ش

يلدا هم که اون روز رفته بود مسابقه قرآن
(جل الخالق!!!
) من موندم اونو چجوري اونجا راه دادن...!!!


چن روز پيش يه حاجي اومده بود مدرسه مون واسه سخنراني
هيکل نبود که ، قد يخچال يلدا اينا
بعدش جووون هم بود
فک کنم منو می خواست
شيرازي بود
حالا من هي مي گفتم حاجي تقبل الله
حاجي شماره بدم
حاجي صدات دلنشينه
يلدا داشت منفجر مي شد
خطش عين خط يلدا بود تو آفتاب حرکات موزون انجام مي داد
يه دفعه ديديم از يه جا صداي ربنا مياد
گفتيم شايد مسجده ... نگو واسه حاجي اس ام اس اومده
يلدا ديگه ترکيد از خنده
يلدا که يه سوالايي مي پرسيد به گوش حضرت فيل هم نخورده بود
ولي خداييش خيلي حال داد


اين دفتر رياضي جديدمه
همون اولين روز بهش آدامس چسبيد مجبور شدم جلدش کنم
خوشگل شده ؟؟؟
(همون که روش ني ني داره
)


خوب اينم ار آپ ايندفعه ي من![]()
اميدوارم که خوشتان آمده باشد!!!
![]()
تا ديداري ديگر ... بدرود و دوصد درود!!!


