تبليغاتX
!What's The Probelem
!What's The Probelem
هرچه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک!
باز آمد بوی ماه مدرسه ... خودشونم می دونستن بو میده!

  


          

  

هي تابستون کجايي؟!! اين دل من از غصه داغون شده ه ه ه ه ه ه ه ه ه (انفجار احساسات)

نميخوام  من مدرسه نمي رم  هي هات من الذلة ، هي هات من الذلة ...

 

ســـــــــــــــــــــلام
خوبين ؟؟؟
چيکار مي کنين ؟؟؟ زنجير منو بافتين؟
-بله
پشت کوه انداختين ؟
-بله
.
.
.
هه زنگ اول ادبيات داشتيم آخرم رياضي

 

 

 

 

 

 

 

من يه عالمه خودمو واس مدرسه آماده کردمکفش خريدم ، کيف خريدم  اممم ديگه ه ه ه ه کفش خريدم ، کيف خريدم ديگه ه ه ه ه ه ه کفش خريدم ...

تازه امسال مانتوي پارسالمو مي پوشم  ...به جاي اينکه 20-10 تومن پول مانتو بدم واس خودم بستني مي خرم  لواشک مي خرم   پفک نمکي مي خرم بقيه رو هم جمع مي کنم واسه خودم از اين اتوبوس زردا (زورو؟ وولوو؟ مگس ؟ پشه ؟ )ميخرم!!!

 

 

 

 

 

دفتر چرا اينقد گرون شده يادش به خير اون زمونا که اين دفتر فانتزي ها مد شده بود يه دفتر خريدم 200 تومن بابام منو بسيار ملامت کرد که اي خاک بر سرت دختر من با اين پول 4تا دفتر برات مي خريدم!چه دوراني بود

 

 

 

اين نمي دونم چي چيه ولي خيلي نانازه اومده بود سر پله مون يه عالمه ازش عکس گرفتم

 

 


راستي ما امسال تابستون مسافرت رفتيم  مسافرت خارج آره از گيلان خارج شديم رفتيم ساوه  قم ، بعد 8سال رفتم تهرااااان ...!!

موقع برگشتن خيلي خوش گذشت  از خود تهران تا خونه مون با يلدا مس مس بازي ميکردم  نزديکاي رودبار آقا پليسه مارو گرفت بيست هزااااااار تومن جريمه کردمن يه عالمه ذوق کردم فک کردم مارو تو تلويزيون نشون ميدن بعد بابام ميگفت ما متنبه شديم منم "شبا که ما ميخوابيم آقا پليسه بيداره" رو ميخوندم زهي خيال باطل ... به ما معروف شدن نيومده

 

هنرمنديم گل کرد اينارو تو راه گرفتمخوب شد دوربين درس حسابي ندارم 

 

 

             

 

 

   


               ممنون که سخنان گهربار منو نيوشيديد!!!
               ختم جلسه رو اعلام مي کنم
               اجماعا صلوات

 

 

 پ.ن : بالا خره (باور کن!) يکي از اين گيلانياي غيور واس پگاه شعر خوند متن شعر و لينک دانلود و ... اينجا 

 پ.ن : من و یلدا آدم بشو نیستیمامروز کلی مسخره بازی در آوردیم تو مدرسهخدایی روز خوبی بود از پارسال اول مهر خیلی بهتر بودکلی اولا رو ترسوندیمهی به ما می گفتن شما دوتا خواهرینما گفتیم نه داداشیمخوب معلومه که من مامان یلدام، یلدام مامان بزرگمولی زنگ ریاضی احساس کردم متحول شدم شایدم مغزم تکون خوردآخ جووون فک کنم استهدادام دارن شکوفا میشننننننننن

 

|+| نوشته شده توسط آیدا در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 8:50 بعد از ظهر |